تبليغاتX
بلندی‌هایِ بادگیر

 

چقدر باید بگذرد ،

تا من در مرور خاطراتم

وقتی از کنارت رد میشوم

تنم نلرزد

بغضم نگیرد ؟ ... / (؟)

 

+ نوشته شده در  ساعت 10 AM  توسط Luna 

 

فصل ِ بودنت ،

فصل ِ پنجمی است

که از هیــــچ سالی

سهمی نبرده است .. !

 

+ نوشته شده در  ساعت 9 PM  توسط Luna  | 

 

قربانِ اخم‌هاتان !

کمی چَشم بپوشید ؛

نگاه‌تان بسیار سنگین است ..

 

+ نوشته شده در  ساعت 8 PM  توسط Luna  | 

 

این "گذشته" است که شب می خزد زیر شمدت. پشت میکنی میبینی رو به روی توست. سر در بالش فرو میکنی میبینی میانِ بالش ِ توست. مثل سایه است و از آن بدتر. سایه، نور که نباشد، دیگر نیست. اما "گذشته" در خموشی و ظلمت با توست ..

 

و من که نمی توانم نبودن ِ خودم را رقم بزنم ... و من که چهارمیخ ِ اقتدار ِ سوزانِ گذشته ام ... و من که ریشه هایم در باد می لرزد ... ... 

 

رضا قاسمی*

 

+ نوشته شده در  ساعت 11 PM  توسط Luna  | 

 

من چیستم ؟

یک ضجه ی شکسته به حلقوم بی کسی* ..

 

*شریعتی

 

+ نوشته شده در  ساعت 11 PM  توسط Luna 

 

به مردمانِ کوفه شبیه تر ،

ماییم آقا !

که دردهای تو را ،

هنوز هم که هنوز است

به اندازه ی یک "چاه" نمی فهمیم !

 

+ نوشته شده در  ساعت 1 PM  توسط Luna  | 

 

مگر می شود

از این همه آدم

یکی تو نباشی ؟

 

لابد من نمی شناسمت

وگرنه بعضی از این چشم ها

این گونه که می درخشند

می توانند چشم های تو باشند./ رسول یونان

 

+ نوشته شده در  ساعت 1 AM  توسط Luna  | 

 

غمگینم. بی دلیل. برخلاف همیشه که دلم میخواست من حرف بزنم و کسی گوش کند، حالا دلم میخواهد کسی حرف بزند و من گوش کنم. کسی حرف بزند و حواسم را پرت کند. حرف بزند و از من بخواهد حرف بزنم. دلم میخواهد با کسی راه بروم. با کسی زیر نور ماه ستاره تماشا کنم. کسی از من بخواهد برایش شعر بخوانم. از من بخواهد با هم بلند بلند شعر بخوانیم. بلند بلند بخندیم. بلند بلند فکر کنیم.

 

دلم میخواهد کسی زیر زبانم برود. کسی بفهمد که دروغ میگویم. دروغ میگویم که بی دلیل غمگینم. دلم میخواهد کسی دست روی دلم بگذارد. کسی از من بخواهد گریه کنم. بلند بلند گریه کنم. دلم میخواهد کسی چشمهام را ببندد و آرام زیر گوشم بگوید، که "طوری نیست"، که "خوب میشود"، که "مطمئن است خوب میشود".

 

دلم میخواهد حس کنم کسی، با همه فرق میکند. با همه .. فرق می کند ..

 

+ نوشته شده در  ساعت 1 AM  توسط Luna  | 

 

فکر میکنم " باید تمام کنم. باید این روزهای یک شکل ِ یک جور را از جایی تمام کنم."

فکر میکنم " همیشه پایان ِ یک چیز، شروع ِ چیز دیگری ست."

فکر میکنم " شنبه بهانه ی خوبی ست برای شروع. حالا که بهانه هست باید شروع کنم"

فکر میکنم " شروع نشانه میخواهد. باید کاری کنم. کاری که تغییر درَش باشد. کاری مثل ..."

 

،

موهام را باز میکنم و می نشینم روی صندلی. میگویم "کوتاه. تا روی گوشهام".

می ایستد پشت سرم و دست میکند توی موهام. میگوید "چه موهایی! مطمئنی این همه کوتاه؟ ".

چیزی نمیگویم. فوری موهام را جمع میکند و از جایی به بعدش را قیچی میکند و می بندد و میگذارد توی کشو. میگوید " خوش به حال من شد و عروس هایی که مو ندارند." و می خندد.

 

به آینه نگاه نمیکنم. چشمهام را می بندم و گوش میکنم به صدای تیغی که توی موهام میکشد. موهام را دوست داشتم. موهام را مدت ها بود کوتاه نکرده بودم؛ شاید سه سال، شاید بیشتر. همیشه موهام را که شانه میزدم یواشکی، توی دلم، از دیدنشان کیف میکردم. حالا ولی، هر دسته مویی که تیغ میزند، انگار تکه ای از هویت من است که روی زمین میریزد.

 

تمام که میشود، دست میکند توی موهام. لبخند می زند و میگوید "سوسول شدی!". سرش را خم میکند و میگوید "ولی خوشگل شدی". به موهای تکه تکه ام توی آینه نگاه میکنم. فکر میکنم " مثل مردی که سبیلش را زده باشد! " لباس می پوشم و از آنجا میزنم بیرون.

 

بین راه فکر میکنم "خودم خواستم".

فکر میکنم "قدم اول".

فکر میکنم "غمیگنم .. چرا ؟ ".

 

+ نوشته شده در  ساعت 11 PM  توسط Luna  | 

 

به آدمها نمیگویم. باور نمی کنند. آنها هیچ گاه چیزهای خارج از چارچوبِ معمولِ فهم شان را باور نمی کنند.

من زبانِ ساعت ها را می فهمم. زبانِ تک تکِ دقیقه هاشان را. آنها با من - با حس ِ هفتم من - حرف می زنند. انگار که من ایستاده ام، و آنها هر لحظه از راه می رسند، و دو سه خطی از کوله بار ناگفته هاشان را در من زمین میگذارند و به آرامی از من عبور می کنند. گفتنش کمی سخت است. اصلن توضیح دادن بعضی چیزها واقعن کمی سخت است. مثل توضیحِ فکر نکردن به هیچ. یا توضیح ِ داشتن ِ حس خاصی به یک عدد. یا همین توضیح ِ گردش ساعت ها بر مدار حسّ ِ هفتم.

 

بعضی چیزها را نمیشود به آدمها گفت. باور نمی کنند. آنها نه من، نه ساعت ها، و نه هیچ حس هفتمی را باور نمی کنند.

 

+ نوشته شده در  ساعت 0 AM  توسط Luna